
سعید رهنما
سینما، از همان لحظات نخستین ظهورش در اواخر قرن نوزدهم، همواره چیزی فراتر از صرفاً ثبت و بازتولید واقعیت بوده است. این مدیوم قدرتمند، نه تنها تاریخ و حال را به تصویر میکشد، بلکه به شکلی عمیق و غالباً ناخودآگاه، به مثابهی آینهای جادویی عمل میکند که تصاویر آیندههای محتمل، ممکن و حتی مطلوب یا نامطلوب بشریت را در خود منعکس میسازد. این ظرفیت بیبدیل، سینما را به ابزاری حیاتی در آیندهپژوهی فرهنگی تبدیل کرده است؛ بستری که در آن، تخیل جمعی ما با واقعیتهای نوظهور در هم میآمیزد.
این بازتاب آینده در سینما، تنها به ژانر علمی-تخیلی محدود نمیشود، اگرچه این ژانر آشکارترین نمود آن است. هر داستان سینمایی، با هر ژانری که به زندگی انسانها، روابطشان، و جوامعشان میپردازد، ناگزیر در حال ترسیم سناریوهایی از آنچه



